عجب ...

خرید بک لینک
رفتم به طبیب جان گفتم که ببین دستمهم بیدل و بیمارم هم عاشق و سرمستمصد گونه خلل دارم ای کاش یکی بودیبا این همه علتها در شنقصه پیوستمگفتا که نه تو مردی گفتم که بلی اماچون بوی ت عجب ......ادامه مطلب

ما را در سایت عجب ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 107 تاريخ: چهارشنبه 25 ارديبهشت 1398 ساعت: 15:39

روزگاریست که سودای بتان دین من استغم این کار نشاط دل غمگین من استدیدن روی تو را دیده جان بین بایدوین کجا مرتبه چشم جهان بین من استیار من باش که زیب فلک و زینت دهراز مه روی تو و اشک چو پروین من عجب ......ادامه مطلب

ما را در سایت عجب ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 90 تاريخ: چهارشنبه 25 ارديبهشت 1398 ساعت: 15:39

در مسجد و در کعبه به دنبال چه هستی؟اول تو ببین قلب کسی را نشکستی؟اینگونه چرا در پی اثبات خداییم؟همسایه ی ما گشنه و ما سیر بخوابیممولانا عجب ......ادامه مطلب

ما را در سایت عجب ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 126 تاريخ: چهارشنبه 25 ارديبهشت 1398 ساعت: 15:39

بجویم من نشانت را

ز شب های می و مستی

هنوزم عاشقت باشم

هنوزم عاشقم هستی؟

عجب ......

ما را در سایت عجب ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 97 تاريخ: چهارشنبه 25 ارديبهشت 1398 ساعت: 15:39

و اما پاییز

این فصلِ رنگ های زرد

این فصلِ زیبایی ها

این فصلِ استراحت کردن درختان

این فصلِ پر بار و فصلِ گل های کوچک که شادمان به سمت مدارس میروند،مانند غنچه هایی که از خواب تابستانی بیدار شده اند.

همانقدر زیبا و دوست داشتنی و مملو از شادابی،همانند احساسی که گل های بهاری هنگام نشستن شبنم بر روی گلبرگ های رنگیشان را دارند.

آری باید قدر چنین فصلی را دانست که خداوند انگار با حوصله طرح زده و نمایان میکند.

عجب ......

ما را در سایت عجب ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 98 تاريخ: چهارشنبه 25 ارديبهشت 1398 ساعت: 15:39

صفحه بندی