رفتم به طبیب جان گفتم که ببین دستمهم بیدل و بیمارم هم عاشق و سرمستمصد گونه خلل دارم ای کاش یکی بودیبا این همه علتها در شنقصه پیوستمگفتا که نه تو مردی گفتم که بلی اماچون بوی ت عجب ......ما را در سایت عجب ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 107
روزگاریست که سودای بتان دین من استغم این کار نشاط دل غمگین من استدیدن روی تو را دیده جان بین بایدوین کجا مرتبه چشم جهان بین من استیار من باش که زیب فلک و زینت دهراز مه روی تو و اشک چو پروین من عجب ......ما را در سایت عجب ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 90
در مسجد و در کعبه به دنبال چه هستی؟اول تو ببین قلب کسی را نشکستی؟اینگونه چرا در پی اثبات خداییم؟همسایه ی ما گشنه و ما سیر بخوابیممولانا عجب ......ما را در سایت عجب ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 126


بجویم من نشانت را
ز شب های می و مستی
هنوزم عاشقت باشم
هنوزم عاشقم هستی؟
عجب ......ما را در سایت عجب ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 97
این فصلِ رنگ های زرد
این فصلِ زیبایی ها
این فصلِ استراحت کردن درختان
این فصلِ پر بار و فصلِ گل های کوچک که شادمان به سمت مدارس میروند،مانند غنچه هایی که از خواب تابستانی بیدار شده اند.
همانقدر زیبا و دوست داشتنی و مملو از شادابی،همانند احساسی که گل های بهاری هنگام نشستن شبنم بر روی گلبرگ های رنگیشان را دارند.
آری باید قدر چنین فصلی را دانست که خداوند انگار با حوصله طرح زده و نمایان میکند.
عجب ......ما را در سایت عجب ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 98